|
|
توبه کردم که دگر بوسه نگیرم زلبت که دگر باره از این گونه خطاها نکنم بوسه ای داد و چو برداشت لب از روی لبم توبه کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم نوشته شده در 1387/07/26 ساعت 8:02 PM توسط حامد در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
آرزو دارم شبی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را می رسد روزی که بی من سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی ... نوشته شده در 1386/02/18 ساعت 12:04 PM توسط حامد خوش آمدید این وب در حال باز سازی است. نوشته شده در 1385/10/10 ساعت 03:58 AM توسط حامد وقتی نیستی هر چی غصه است تو صدامه وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از رفتنت میسوزم کاشکی بودی و میدیدی که چی آوردی به روزم
حالا عکست تنها یادگار از تو خاطراتت تنها باقی مونده از تو وقتی نیستی یاد تو هر نفس آتیش میزنه به این وجود کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم نوشته شده در 1384/07/01 ساعت 10:08 PM توسط حامد دفتر عشق که بسته شد دیدم منم تموم شدم خونم حلال ولی بدون به پای تو حروم شدم اونی که عاشق شده بود بدجوری تو کار تو موند برای فاتح دلت حالا باید فاتحه خوند تموم وسعته دلو به نام تو سند زدم غرور لعنتی می گفت بازی عشقو بلدم
از تو گله نمی کنم از دست قلبم شاکی ام چرا گذشتم از خودم چرا غرق تاریکی ام دوست ندارم چشمهای من فردا به آفتاب وا بشه چه خوب می شه تصمیم تو آخر ماجرا بشه دست و دلت نلرزه بزن تیر خلاصو از اون که عاشقت بود بشنو این التماسو نوشته شده در 1384/06/31 ساعت 10:17 AM توسط حامد ای همه ی هستی من.......عاشقتم دوست دارم ای خوب من ای بهارم.......بی تو من در انتظارم ای عزیزم ای گل من.......دوست دارم تا قیامت ای عشق من ای امیدم.......چرا رفتی تو ز پیشم
نوشته شده در 1384/06/19 ساعت 10:08 PM توسط حامد کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی،مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانون هایمان یکدم رعایت می شدند
اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب کاش روزی چشمهامان با صداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم ، ای کاش بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند نوشته شده در 1384/06/09 ساعت 9:26 PM توسط حامد قول می دم وقتی که نیستی عکستو بغل نگیرم قول می دم روزی هزار بار واسه ی اشکات نمیرم قول می دم وقتی که نیستی پای عشق تو نسوزم قول می دم در انتظارت چشما مو به در ندوزم می دونی که خیلی خستم می دونی دلم گرفته می دونی دوریت عذابه می دونی گریم گرفته میدونم بر نمی گردی می دونم رفتی که رفتی دروغ بود هر چی میگفتی
نوشته شده در 1384/03/16 ساعت 10:58 AM توسط حامد خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو ای کوه پرغرور من سنگ صبور تو منم ای لحظه سازه عاشقی عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت تو ماندگاری دردلم میدانمت میدانمت ای همه ی وجود من نبود تو نبود من نوشته شده در 1384/03/11 ساعت 6:43 PM توسط حامد عشق یعنی غصه و دلواپسی عشق یعنی بی کسی در بی کسی عشق یعنی از بدی عاری شدن اشک از چشم دلت جاری شدن عشق یعنی روزو شب در جستجو
عشق یعنی با مرادت گفتگو عشق یعنی نفس خود را هی کنی راه دشوار جنون را طی کنی عشق یعنی سر فدای راه دوست عشق یعنی هر چه داری مال اوست نوشته شده در 1384/02/28 ساعت 12:13 PM توسط حامد |
||||
This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2006 all rights reserved